تبليغاتX
در پی واژه ای هستم که معجزه کند

دختـــری در مـه


دختـــری در مـه

برای سایه ام می نویسم

فرشته کوچولوی من..امیرم خیلی دوست دارم

dear

+نوشته شده در شنبه 1387/10/28ساعت1:0توسط مریم |

تلاش ميكند عوضش كند !

نه اينطوري دوست ندارد...هر كاري حاضر است بكند...

 سرنوشت لبخند مي زند :‌" من ديگر رقم خورده ام هيچ گونه قابليت تغييري در من نيست "

 به روي خودش نمي آورد و باز تلاش مي كند...خودش را عوض مي كند... اطرافش را عوض مي كند...

هنوز سرنوشت همان است !

 پس چكار بايد بكند ؟!

باز هم تمام سعي خودش را مي كند سرنوشت عوض مي شود !

مي پرسد :‌"مگه تو نگفتي عوض نمي شي ؟!"

سرنوشت :‌"من عوض نشدم ،‌ سرنوشت آن آدم در آن شرايط هنوز همان است !‌‌ اما نه تو همان آدمي و نه شرايط همانگونه است !"

من عوض نشدم !‌

سرنوشت تو اينگونه بود كه به آن سرنوشت نرسي و خودت و محيطت را عوض كني و با روي ديگر من كه با اين تو و با اين محيط توست روبه رو شوي!‌

+نوشته شده در شنبه 1387/10/28ساعت0:16توسط مریم |

گناه تو، بی گناهی

من...بی گناه،غرق گناهم...!

+نوشته شده در پنجشنبه 1387/10/05ساعت0:10توسط مریم | |