تبليغاتX
در پی واژه ای هستم که معجزه کند

دختـــری در مـه


دختـــری در مـه

برای سایه ام می نویسم

هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد

امشب دلي كشيدم

شبيه نيمه سيبي

كه به خاطر لرزش دستانم

در زير آواري از رنگ ها

ناپديد ماند...!

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/19ساعت16:25توسط مریم | |

خدايا چرا هميشه اين طوري مي شه . چرا؟؟؟

مگه عشق من نبودي؟...پس چرا باورم نکردي؟...عشق من، مگه احساسم نتونست بگه چقدر دوستت دارم؟...
 
ازت مي ترسم... از عشقت از علاقه ات...
عشقي که انقدر زود پر پر شه....خيلي عجيبه عجيب...

داغونم. داغون... نابودم کردي... با حرفهات به بادم دادي...ميفهمي؟؟؟كاش ميدونستي حرفات تا مغز استخونمو مي سوزونه... خدايا اين شد نتيجه ي وفاداريم؟؟؟

از خودم بدم مياد از همه ...مي خوام نباشم...مي خوام نباشم...مي خوام نباشم...

خدايا مي دوني که اينجا تنها جاييه که دارم...تو فقط حرف دلم رو مي دوني . شايد بهتره کنار بکشم. حالا که خودش به اين نتيجه رسيده من لياقت عشقش و ندارم،من دروغ ميگم، بذارم بره پي زندگيش؟!!!

خدايا پس دل خودم چي؟ پس عشق من چي؟ پس من چي؟

خدايا دارم، م...ي...ت...ر...ک..م. دارم م...ن...ف...ج...ر مي شم. دارم م...ي...م...ي...ر...م.
کاش مرگ مي اومد و من و فرا مي گرفت . خدايا دارم د...ي...و...و...ن...ه.. مي شم.

کــــــمــــــــکـــــــــــم کن.

نمي دونم شايد هم مردم...

man

 

پ.ن)سُبْحَانَكَ يَا اللَّهُ تَعَالَيْتَ يَا رَحْمَانُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا رَحِيمُ تَعَالَيْتَ يَا كَرِيمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مَلِكُ تَعَالَيْتَ يَا مَالِكُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا قُدُّوسُ تَعَالَيْتَ يَا سَلاَمُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُؤْمِنُ تَعَالَيْتَ يَا مُهَيْمِنُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا عَزِيزُ تَعَالَيْتَ يَا جَبَّارُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُتَكَبِّرُ تَعَالَيْتَ يَا مُتَجَبِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا خَالِقُ تَعَالَيْتَ يَا بَارِئُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ

سُبْحَانَكَ يَا مُصَوِّرُ تَعَالَيْتَ يَا مُقَدِّرُ أَجِرْنَا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ.....

((ادامه ی دعا در ادامه ی مطلب))

***به دعاتون خيلي محتاجـــــم،توهم دعام كن***

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در سه شنبه 1386/07/10ساعت1:0توسط مریم |

صداي درخت که از برگا خسته شده و پاييز و بهونه ميکنه...

صداي دلتنگي هاي من ....

صداي خرد شدن برگايي که يه عمر سبز بودن و زنده ولي حالا حتي عابرا هم پا روشون ميزارن...

صداي اينکه زمستون در راهه و ديگه هيچ گلي مجال روييدن و نداره....

 دستامو بگير ...

دست تو ميتونه يه سر اغاز باشه... دست منو وتو ميتونه بسازه انچه نامهرباني ويران کرد ...

دست تو ميتونه مرحم تمام زخما باشه...

دستامو بگير..

اگه دستامو بگيري غم پاييز و ندارم...

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/07/05ساعت21:39توسط مریم | |

قشنگترينم ...مهربوونم
بدون که هر کجا که باشم ياد تو دوست داشتن تو در قلبم تا آخرين نفس باقيست و در تمامي مراحل زندگيم به ياد تو خواهم بود ..چون همين دوست داشتن زيباست پس دوستت دارم ممکنه نتونم اين دوست داشتن رو بهت ثابت کنم اما بدان که دوستت دارم.
خيلي ساده بهت ميگم:

داداش جونم تولدت مبارك.

+نوشته شده در یکشنبه 1386/07/01ساعت0:10توسط مریم |