تبليغاتX
در پی واژه ای هستم که معجزه کند

دختـــری در مـه


دختـــری در مـه

برای سایه ام می نویسم

انتظار

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/29ساعت22:40توسط مریم |

ای پروردگارم   مرا به پرده کشی خود بپوشان و بگذر از سرزنش من به کرامت آبرویت !

 
 اگر امروز دیگری غیر از تو  به گناهم مطلع می شد آن را مرتکب نمی شدم و اگر می ترسیدم از تعجیل کیفر خودداری می کردم نه برای اینکه تو سبک ترین بینندگانی و یا بی مقدارترین آگاهانی برمن!

بلکه برای آنکه پروردگارا بهترین پرده پوشان و نیکوترین حکم فرمایان و بزرگوارترین بزرگواران عالمی .

 
ای کریم به کرمت مرا دریاب و به رحمت خود مرا خلاص کن !

 
ای نیکوکار و ای خوش کردار ، ای نعمت بخش و ای فضیلت دهنده

 
در نجات از عقابت ، بر کردارهایمان تکیه نمی کنیم بلکه به فضلت بر ما ، تکیه می کنیم ، زیرا تو اهل تقوی و سزاوار آمرزشی!

      خدايا

فرا رسیدن ماه با برکت رمضان مبارک باد

+نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/22ساعت16:28توسط مریم | |

من

يا رب  مگيرش  آنکه  دل  چون  کبوترم

افکند  و  کشت  و  حرمت  صيد  حرم  نداشت.

+نوشته شده در چهارشنبه 1386/06/14ساعت17:37توسط مریم |

در چشم هاي تلخ  خدا  عکس يک زن است...
         يک زن که کوچک است و اندازه ي من است...

يک زن که قامتي ست فشرده ميان ابر و دستهاي زخمي سردش سترون است...
        يک زن که زن نبوده ولي دخترانگي ش در سنگسار حادثه ديوانه بودن است...

اين زن شبيه کيست؟خدايا...چه آشناست...
        اين زن شبيه من ... و ... نه ... انگار ... اين "مــن" است!

               من

+نوشته شده در یکشنبه 1386/06/04ساعت18:18توسط مریم |