|
مدتي است نمي دانم چگونه از چشمانت بنويسم…از نقش و نگار آن نگاه معصومت…که از لابه لاي پيچ و خم آن عشق را آغاز کردم…مدتي است خودم را و زندگي ام را در تو گم کرده ام …آن چنان که شده اي تنها اميد براي بودنم و حل معماي زندگي ام..ديري است خسته ام از تحمل تماشاي شبهاي بي تو؛ستاره آسمانم…ستاره ي من…خستگي هايم را با هم پرواز من...نديده اي اشک هاي شبانه ام را براي دوري از تو مي ريزند…نديده اي مرا که سلام سحرگاهم وشب خوش شبانگاهم را پنهان از نگاه آيينه هاي رنگ پريده با عطر يک بوسه برايت ميفرستم... اي پاک تر از هر آيينه بي غبار...من گرفتار قمار عاشقانه تو؛و تو دلواپس از برگ هاي زرد پاييز که برگ سبز عشقمان را همرنگ خود کنند... درخت تنومند عشق...شيرين تر از عشق تو کجا مي توان يافت؟در اين شب تيره که پر است از دانه هاي اشک من و آسمان به ياد تو پناه آورده ام... تو که از همان آسمان براي من آبي تري...اي خوشبو تر از هر بهار و ساده تر از زمستان برفي...محتاج توام؛اي پ.ن)يادته قرار بود تو روز تولدم وبو آپ كني،ولي... پ.ن)امروز چند باري تولدمو تبريك گفتي ولي تو صدات حتي يه بارم اثري از خوشحالي نديدم،ميدونم تقصير خودم و هر عملي عكس العملي داره... پ.ن)دوست داشتم؛وقتي شمع هاي تولدمو فوت ميكنم؛ارزو كنم: پ.ن)پرياي دريا من امشب ميميرم...
غروب که ميشود هميشه دلتنگم دلتنگ آمدنت...صداي ثانيه ها را ميشنوم ميخواهم فرار کنم...از خودم ، ازتواز هر چيزي سبد سپيد پر گل ارمغان تو کنم؟چرا بايد به انتظارت بنشينم ؟اما تو باراني مگر ميشود بارش باران را منکر شد؟ نميخواهم حرف دلم را گوش کنم و تو را با دستي جوينده لمس کنم...ولي ميشود عشق تو را منکر شد؟ ميشود از تو پ.ن)دوستت دارم وممنونم به خاطرمطالب قشنگی که تو وبلاگ نوشتی
ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند ارزش يک ساعت را عاشقي که انتظار معشوق را مي کشد ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده و ارزش يک ثانيه را آنگه از تصادفي مرگبار جان به در برده مي داند هر لحظه گنج بزرگي است گنجتان را مفت از دست ندهيد باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند...
نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي. |
About
در چشمهایت شنا میکنم
Home
|