تبليغاتX
در پی واژه ای هستم که معجزه کند

دختـــری در مـه


دختـــری در مـه

برای سایه ام می نویسم

سلام ..........حال من خوب است.

ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور،که مردمان آن را

شادي بي اساس مي خوانند. با اين همه اگر عمري باقي بود از اين به

بعد طوري از کنار زندگي مي گذرم که ديگر نه دل کسي در سينه

بلرزد!!!!!!!!!!!!! نه اين دل ناماندگارِ بي درمانم!!!. ديشب در حوالي

خوابهايم تو بودي و سالي پر از باران بود .خواب باران و پاييز نيامده را

ديدم.دعا کردم که باز آيي با من کنار پنجره بماني ،اما دريغ که رفتن...

راز غريب اين زندگاني ست .تو رفتي پيش از آنکه باران ببارد.دل من

هميشه پر از هواي باز نيامدن است.انگار درون قلبم تعبير  همه ي رفتن

ها باز نيامدن است .نمي دانم چرا اين بار ديگر انتظار بازگشتت

راندارم..اما اين را مي دانم عزيزم!!!

کلام بايد کوتاه باشد،صريح باشد،ساده باشدو بدون ابهام پس دوباره

برايت مي نويسم:

"سلام حالم خوب است،اما تو باور نکن......."

 

پ.ن)Happy Valentine

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه 1385/11/24ساعت23:47توسط مریم | |

 

ژاپن:به شدت مطالعه ميكند و براي تفريح ربوت ميسازد!


مصر:درس ميخواند و هراز گاهي بر عليه حسني مبارك در و پنجره دانشگاهش را ميشكند.


هند :او پس از چند سال درس خوندن عاشق دختر خوشگلي ميشود و همزمان برادر
دوقلويش را پيدا ميكند .در اين بين ماجراهاي عشقي به وجود مي آيد و سرانجام اين دو با
هم ازدواج ميكنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام ميشود .


عراق: مدام در مقابل تيرها و خمپاره هاي تروريستها جاخالي ميدهد و در صورت زنده ماندن
درس مي خواند.


گينه بي صاحب:او منتظر است تا اولين دانشگاه كشورش افتتاح شود تا به همراه برو بچ هم
قبيله اي درس بخواند .


اوگاندا:درس مي خواند و در اوقات بيكاري  بين كلاس چند نفر از قبيله توتسي را ميكشد .

و اما ايران:دانشجوي ايراني عاشق تخم مرغ است !سر كلاس عمومي چرت ميزند و سر
كلاس اختصاصي جزوه مينويسد .سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد .معمولا
ليگ تمام كشورهاي بالا و غير بالا !!! را دنبال ميكند عاشق عبارت "خسته نباشيد" است
البته نيم ساعت مانده به اتمام كلاس هر روز دو پرس غذاي دانشگاه را مي خورد و هميشه
به غذاي دانشگاه بد و بيراه ميگويد او سه سوته عاشق مي شود اگر با اولي ازدواج  كرد كه
كرد و الا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار ميشود جزقشر فرهيخته جامعه
محسوب ميشودولي دليل اين موضوع  را نمي داند وهمچنين نمي داند چرا صاحبخانه ها
جون به عزرائيل ميدن ولي خونه به دانشجوي پسر نمي دن .او چت ميكند خيابان متر ميكند
و در يك كلام عشقو حال ميكند ((نسل درسخوان اين نوع دانشجو در حال انقراض است))

رمانتیک ممنونم از لطفت

 

+نوشته شده در سه شنبه 1385/11/17ساعت0:41توسط مریم | |

زياد نمي فهممت تنها ! اينجا چي کارمي کني ؟ بدون هيچ اذن دخول و خروجي

مياي و ميري در حد يک پاورقي نويس مي نويسي ، گاهي حتي به يک سلام

دلخوشي ، ديگه موّاج نيستي ، داري از يه خط مستقيم مي گذري و يا دور باطل مي

زني !

بعضي از پيامهات رو چندين و چند بار مي خوني ، با خودت فکر مي کني که

دوستشون داري ،  گاهي در همون لحظه اي که پيامي برات نوشته مي شه مي

خواي با صاحب پيام هم کلام بشي ولي همه چيز آسون نيست ، يعني زياد به نوشته

هات دلخوش نباش !

هراز گاهي يک طيف خواننده داري که بهت سر مي زنن ، اونها بعد از يه مدّت مي

رن و يه سري ديگه جاشونو مي گيرن .

ببينم ؟! صبحها بعد از صبحانه بهتر مي نويسي يا بعد از چرت نيمروز يا قبل از

شام شبانه ؟ فرقي هم مي کنه ؟ اگر هم تفاوتي باشه حتما تو همينهاست ، نه !؟

شماها که مي آييد اينجا به چي دلخوشين ؟ فکر مي کنين که اين بنده خدا يه نيمچه

استعدادکي داره پس بذار تشويق شه ؟

تنها، فکر نمي کني اين پيله باشه ؟ فکر مي کني با اين کار رشد بکني ؟ فکر نمي

کني اين وبلاگ مثل يه جغجغه شده برات که صدايي ازش در مياد و به رنگهاي

قرمز ، آبي و زردش دلخوشي ؟ ديگه بزرگ شدي دختر ....

+نوشته شده در یکشنبه 1385/11/08ساعت0:48توسط مریم | |